و راضی کردنت به همسری؛سخت َ ست؛ میفهمی؟
به فکرت بودم و دیدم نمازم را قضا کردم
تو باشیو نباشد کافری؛سخت َست؛میفهمی؟
تو با شیرین زبانی تشنهام کردی به لبهایت
گذشتن از لبانت سرسری؛سخت َست؛میفهمی؟
مشخص کردن ِ این که تو زیبایی وَ یا آهو
میان این دو محشر داوری؛سخت َ ست؛میفهمی؟
تصور کردنِ اینکه خدایمن دو چشم توست
برای مردم پامنبری؛سخت َست؛میفهمی؟
نشستی پیشمن با مویمشکی،شانهاش کردی
تحمل کردنِ این دلبری؛سخت َست؛میفهمی؟
تو را دیدن به وقت ناز کردن،هر زمان بانو
به جان مادرم بی روسری؛سخت َست؛میفهمی؟
بسیجی هستمو باید خطابت من کنم،خواهر
تو را دیدن به چشمخواهری؛سخت َست؛میفهمی؟
#شاعر؟؟؟
dream...
ما را در سایت dream دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 77