خرید بک لینک
از من خبر بگير!
كارى ندارد
كافي ست صبح ها
دلت برايم تنگ شود
و بى اختيار
به نقطه اى خيره شوى
و به اين فكر كنى
كه چقدر بى خبرى از من!

اخر تا کی باید فرض کنم الان کجایی و چه میکنی وقتی از تو بی خبرم

تا کی باید فرض کنم که امیدوار منتظرت باشم و یا باید درد فراق را بیشتر حس کنم ...

آخر لعنتی تو که نمی دانی چقدر ذهن من با تو مانوس است و خیال پردازی میکند

وسط خیال ها هزار امید و نا امیدی مرا هزار بار میمیراند و زنده میکند ...

برچسب: درد بی خبری, نویسنده: باربد رادمنش تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 3:49

صفحه بندی