راست میگفتی :
عطر حضور یک زن را
در خاطرات نزدیکم احساس می شود .
طعم " دوستت دارم "
زیر زبانم مزه کرده است .
نجوای محبتی را
که زیر گوشم خوانده شده ، شنیده می شود .
گرمای دست کسی ،
در دستهایی که مدتهاست برایت سرد شده ،
خوب احساس می شود .
اما چشم بسته هم می توانی ببینی ،
قلبم دارد برای اسمی ،
تندتر از قبل می زند ....
* یکبار دیگر انجور که من نوشته ام بخوان نه انطور که شنیدی باخودت ...
همه این ها حس میشد اما این ها هم فقط عطر حضور یک زن بود نه یک زن دیگر
اگر حس ششم متوهمانه اجازه میداد حس عشقت بیدار شود خودت را پرنگ پرنگ ، پررنگتر از هر رنگی در میان
من بی رنگ در این غبار غم گرفته می دیدی
اصل ماجرا همین جمله بود ; در دستهایی که مدتهاست برایت سرد شده ...
میدانی اکنون تو نه گرمای دستانم را حس میکنی ، نه نبود گرمای دستانت را
برای همین حرف از دستان پشت پرده میزنی ...
لعنت به این فاصله و تاریکی های این میان
لعنت به این دوری که نمیتواند بگذارد از دور همه چیزها را درست ببینیم نه درشت ...
در همین تاریکی های شبانه ست که سایه خودم را هم نفر سومی میبینی ...
نزدیکتر که می آیی شرمنده میشوی حتی از زمزه های درونی ات و ناخودآگاه دستانت را به روی چشمان خیسی میکشی که در نبود دریا برایش دریا شد ، و محکمتر از قبل در آغوش میگیری آن اغوش تنها را ...
کاش میتوانستم باران باشم ببارم ودر آخر به دریا برسم ...
dream...ما را در سایت dream دنبال میکنید
برچسب: حس ششم زنانه,حس ششم زنانه حس بویایی نیست, نویسنده: بازدید: 12