بیشتر شبیه تئاتر بود ....
میگفت دیگه نمیخواد ...
دیگه بنیان های فکری و رفتاری مون هم داشت ناپدید میشد
اخرین تیر در ترکشمو گزاشتم تو خشاب
یه فریم عکس همه چییزی که دوتایی ازش داشتم
بهش فرصت دادم که فکر کنه که برگرده به اون زمان و بفهمه چند چنده
خواستم علاقه اش واقعی بشه ....
اما ... در اوج قصاوت و نامهربونی از بودن لحظاتی که کنارم بود اظهار پشیمونی کرد
و من فقط میتونستم برای خودم افسوس بخورم که چرا عاشق شدم و چرا الان اینجام ...
dream...
ما را در سایت dream دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 7