dream

متن مرتبط با «درد دلتنگی و تنهایی» در سایت dream نوشته شده است

درد دلتنگی ...

  • نیلوبلاگ

    نقاش نیستم اما لحظه لحظه ی بی تو بودن را درد می کشمآدم خوب قصه های مندلم برایت تنگ شده... اینجانب : حاجیِ دریابانو...

    ادامه مطلب
  • خواسته ای عاجزانه و عاشقانه

  • نیلوبلاگ

    چقدر سخت است ... چقدر دانستن و ندانستن توامان سخت است چقدر سخت است دو هفته بیخبری و .... ، دو هفته بی توجهی شاید من در این گوشه جان داده باشم و هزار شاید دیگر ... وقتی بی توجهی و برایت دیگر فرقی ندارد حال و احول و زنده و مرده بودنم فکر میکنم هر لحظه فراموشی و رفتن را مشق میکنی اما آخرین جملاتت که اغشته به محبت بود این وسط به خاطرم می اید ... حال نمیدانم دارمت یا نه ... به انتظارت بنشینم یا ... فقط خواهشی دارم ... اگر این نوشته را دیدی اگر روزی قصد رفتن کردی ، اگر روزی خواستی روزهایی دو تایی گذراندیم را فراموش کنی ، اگر خواستی این چهره را دیگر نبینی ، اگر میخواهی دی...

    ادامه مطلب
  • جوابیه کامنت ...

  • نیلوبلاگ

    سیلام زندگیمکجا بودی این چند روز ، زندونی انفرادی رو هم روزی یبار بهش سر میزننجالبه!!!!فراموش کردنت!!!!من یبار برای همیشه گفتم بهت : من به فراموش کردنت حتی فکر هم نمیکنمنه عزیزدلمهراتفاقیم بیفته اما لازمه چند چیزو بگم ...نمیرم و اون روز نمیاد که نباشمهنوز چیزی نشده اسم اخرین میاری... هنوز هستم برای جیزی که در جریانه نمیگن اخرین بگو اولین ها ... اینه تصمیم زندگیم که تا لحظات اخر ، اولین باشم ...حالا شما خودت میدونیمیخوای باشم هستممیخوای نباشمم...دیگه نیستم...

    ادامه مطلب
  • شرح واقعه مشترک ...

  • نیلوبلاگ

    چقدر بده صبح به عشق دیدنش از خواب بیدار بشی خوشحال آماده بشی تو کل راه چشمت به آدما و ماشینا باشه نبینیش دپرس باشی بعد به دو هفته نبودنش فکر کنی اخرین حرفاش دوست داشتنی اما ... یجای کار میلنگه ... من که اینقدر دوسش دارم و یه روزو نمیتونم ... اون چطور دو هفته ؟؟؟ نکنه دوسم نداره ... نکنه .... باز یاد پیامای اخر میکنم که محبت توش بود ، پس چرا دوهفته بی خبریم ... نکنه چیزیش شده ... همینجور که از بیقراری دارم میمیرم توی راه برسم به در مدرسه ... چشمم رو که برمیگردونم قلبم بلرزه ... خودشه خداروشکر خوب بود ، میخندید خونه که میرسم چشمم به دفتر خیس خورده دیشب میوفته و بغضم ک...

    ادامه مطلب
  • واااای چه روز مزخرفی بود امروز

  • نیلوبلاگ

    شاید درباره روز مزخرفی که گذشت و چیزی نگفتم ... اما حرفا دارم ... وشاید ها مدت ها درون همان دفتر ماندگار به تاریخ ان روز یادداشتی خاطره ان روز را برایت زنده کند...

    ادامه مطلب
  • دوست داشتن دل می خواهد و یک “من” می خواهد و یک “تو”

  • نیلوبلاگ

    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است :حاجی کنار بانوبانو کنار حاجی ...❤️#کنار_هم_باشیم✊ ---------------------------------------------------------------------------- دوست داشتن ؛ زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهددوست داشتن دل می خواهدو یک “من” می خواهد و یک “تو” هم چون تویی که لیاقت دوست داشتن را داشته باشد ......

    ادامه مطلب
  • آدم گاهی چه گرم می شود ...

  • نیلوبلاگ

    آدم گاهی چه گرم می شود به یک ” هستـــــــــــــــــــــم ” ؛ به یک ” نتـــــــــــــــــــــــ ـرس ” ، به یک ” نـــــــــــــــــــــــو ازش ” ! به یک ” آغـــــــــــــــــــــــ وش” … مفتخرم که تورا مژه دهم اگر خدا بخواهد قرار است ابدی شود این گرمی تا لحظه های اخرم ... نترس ! هستم ، اگر خدا بخواهد و بگذارد من تا لحظه های آخرم نمی گزارم این گرمی از دلت برود ... این اغوش و نوازش فقط برای توست ... این شانه تنها تکیه گاه برای تنها توست ... پس به امید خدا ... دعا کن که خدا بخواهد...

    ادامه مطلب
  • بیست و یک/دو/نود و پنج

  • نیلوبلاگ

    یادش بخیر... کافه کتاب... دفترچتو گرفتم... یه صفحه رو باز کردم و... محمد امین ... هرنامی برای نشانه گذاری است اما بعد از آمدنت من تنها یک نشانه داشتم امین دریایی... Dream...

    ادامه مطلب
  • حرف بدی زدم درست ولی چرا اینقد بداخلاق شده ....

  • نیلوبلاگ

    حالم روز بروز بدتر و بدتر میشد که بالاخره شد واومدی اما نه اون دریا ، دیگه توی حرفات عشق و محبت نبود حتی اون جونم گفتن ها .... بیشتر شبیه تئاتر بود .... میگفت دیگه نمیخواد ... دیگه بنیان های فکری و رفتاری مون هم داشت ناپدید میشد اخرین تیر در ترکشمو گزاشتم تو خشاب یه فریم عکس همه چییزی که دوتایی ازش داشتم بهش فرصت دادم که فکر کنه که برگرده به اون زمان و بفهمه چند چنده خواستم علاقه اش واقعی بشه .... اما ... در اوج قصاوت و نامهربونی از بودن لحظاتی که کنارم بود اظهار پشیمونی کرد و من فقط میتونستم برای خودم افسوس بخورم که چرا عاشق شدم و چرا الان اینجام ... ...

    ادامه مطلب
  • حس ششم زنانه یا توهم حس کردن ...

  • نیلوبلاگ

    حس و توهم حس کردن ... راست میگفتی : عطر حضور یک زن رادر خاطرات نزدیکم احساس می شود . طعم " دوستت دارم "زیر زبانم مزه کرده است . نجوای محبتی راکه زیر گوشم خوانده شده ، شنیده می شود . گرمای دست کسی ،در دستهایی که مدتهاست برایت سرد شده ،خوب احساس می شود . اما چشم بسته هم می توانی ببینی ،قلبم دارد برای اسمی ،تندتر از قبل می زند .... * یکبار دیگر انجور که من نوشته ام بخوان نه انطور که شنیدی باخودت ... همه این ها حس میشد اما این ها هم فقط عطر حضور یک زن بود نه یک زن دیگر اگر حس ششم متوهمانه اجازه میداد حس عشقت بیدار شود خودت را پرنگ پرنگ ، پررنگتر از هر رنگی در م...

    ادامه مطلب
  • درد بی خبری ...

  • نیلوبلاگ

    از من خبر بگير!كارى نداردكافي ست صبح هادلت برايم تنگ شودو بى اختياربه نقطه اى خيره شوىو به اين فكر كنىكه چقدر بى خبرى از من! اخر تا کی باید فرض کنم الان کجایی و چه میکنی وقتی از تو بی خبرم تا کی باید فرض کنم که امیدوار منتظرت باشم و یا باید درد فراق را بیشتر حس کنم ... آخر لعنتی تو که نمی دانی چقدر ذهن من با تو مانوس است و خیال پردازی میکند وسط خیال ها هزار امید و نا امیدی مرا هزار بار میمیراند و زنده میکند ......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    درد دلتنگی | درد دلتنگی 25 باند | درد دلتنگی و تنهایی | دلتنگی درد دارد | درد دلتنگي | دلتنگی درد عجیبی است | دلتنگی درد داره | درد دل دلتنگی | شعر درد دلتنگی | درد دلهای دلتنگی