
نقاش نیستم اما لحظه لحظه ی بی تو بودن را درد می کشمآدم خوب قصه های مندلم برایت تنگ شده... اینجانب : حاجیِ دریابانو...
ادامه مطلب
چقدر سخت است ... چقدر دانستن و ندانستن توامان سخت است چقدر سخت است دو هفته بیخبری و .... ، دو هفته بی توجهی شاید من در این گوشه جان داده باشم و هزار شاید دیگر ... وقتی بی توجهی و برایت دیگر فرقی ندارد حال و احول و زنده و مرده بودنم فکر میکنم هر لحظه فراموشی و رفتن را مشق میکنی اما آخرین جملاتت که اغشته به محبت بود این وسط به خاطرم می اید ... حال نمیدانم دارمت یا نه ... به انتظارت بنشینم یا ... xa0 فقط خواهشی دارم ... اگر این نوشته را دیدیxa0 اگر روزی قصد رفتن کردی ، اگر روزی خواستی روزهایی دو تا...
ادامه مطلب
سیلام زندگیمکجا بودی این چند روز ، زندونی انفرادی رو هم روزی یبار بهش سر میزننجالبه!!!!فراموش کردنت!!!!من یبار برای همیشه گفتم بهت : من به فراموش کردنت حتی فکر هم نمیکنمنه عزیزدلمهراتفاقیم بیفته اما لازمه چند چیزو بگم ...نمیرم و اون روز نمیاد که نباشمهنوز چیزی نشده اسم اخرین میاری... هنوز هستمxa0 برای جیزی که در جریانه نمیگن اخرین بگو اولین ها ... اینه تصمیم زندگیم که تا لحظات اخر ، اولین باشم ...حالا شما خودت میدونیxa0میخوای باشم هستممیخوای نباشمم...دیگه نیستم...
ادامه مطلب
چقدر بده xa0 صبح به عشق دیدنش از خواب بیدار بشی خوشحال آماده بشی تو کل راه چشمت به آدما و ماشینا باشه نبینیش دپرس باشی بعد به دو هفته نبودنش فکر کنی اخرین حرفاش دوست داشتنی اما ... یجای کار میلنگه ... من که اینقدر دوسش دارم و یه روزو نمیتونم ... اون چطور دو هفته ؟؟؟ نکنه دوسم نداره ... نکنه .... باز یاد پیامای اخر میکنم که محبت توش بود ، پس چرا دوهفته بی خبریم ... نکنه چیزیش شده ... همینجور که از بیقراری دارم میمیرمxa0 توی راه برسم به در مدرسه ... چشمم رو که برمیگردونم قلبم بلرزه ... خودشه خدارو...
ادامه مطلب
شاید درباره روز مزخرفی که گذشت و چیزی نگفتم ... اما حرفا دارم ... xa0 وشاید ها مدت ها درون همان دفتر ماندگار به تاریخ ان روز یادداشتی خاطره ان روز را برایت زنده کند...
ادامه مطلب
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است :حاجی کنار بانوبانو کنار حاجی ...❤️#کنار_هم_باشیم✊ ---------------------------------------------------------------------------- دوست داشتن ؛ زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهددوست داشتن دل می خواهدو یک “من” می خواهد و یک “تو” هم چون تویی که لیاقت دوست داشتن را داشته باشد ......
ادامه مطلب
آدم گاهی چه گرم می شود به یک ” هستـــــــــــــــــــــم ” ؛ به یک ” نتـــــــــــــــــــــــ ـرس ” ، به یک ” نـــــــــــــــــــــــو ازش ” ! به یک ” آغـــــــــــــــــــــــ وش” … xa0 مفتخرم که تورا مژه دهم اگر خدا بخواهد قرار است ابدی شود این گرمی تا لحظه های اخرم ... xa0 نترس ! هستم ، اگر خدا بخواهد و بگذارد من تا لحظه های آخرم نمی گزارم این گرمی از دلت برود ... این اغوش و نوازش فقط برای توست ... این شانه تنها تکیه گاه برای تنها توست ... پس به امید خدا ... دعا کن که خدا بخواهدxa0...
ادامه مطلب
یادش بخیر... xa0 کافه کتاب... دفترچتو گرفتم... یه صفحه رو باز کردم و... محمد امین ... هرنامی برای نشانه گذاری است اما بعد از آمدنت من تنها یک نشانه داشتم امین دریایی... Dream...
ادامه مطلب
حالم روز بروز بدتر و بدتر میشد که بالاخره شد واومدی اما نه اون دریا ، دیگه توی حرفات عشق و محبت نبود حتی اون جونم گفتن ها .... بیشتر شبیه تئاتر بود .... xa0میگفت دیگه نمیخواد ... دیگه بنیان های فکری و رفتاری مون هم داشت ناپدید میشد اخرین تیر در ترکشمو گزاشتم تو خشابxa0 یه فریم عکس همه چییزی که دوتایی ازش داشتم بهش فرصت دادم که فکر کنه که برگرده به اون زمان و بفهمه چند چنده خواستم علاقه اش واقعی بشه .... اما ... در اوج قصاوت و نامهربونی از بودن لحظاتی که کنارم بود اظهار پشیمونی کردxa0 و من فقط می...
ادامه مطلب
حس و توهم حس کردن ... راست میگفتی : عطر حضور یک زن راxa0در خاطرات نزدیکم احساس می شود . طعم " دوستت دارم "xa0زیر زبانم مزه کرده است . xa0نجوای محبتی راxa0که زیر گوشم خوانده شده ، شنیده می شود . xa0گرمای دست کسی ،xa0در دستهایی که مدتهاست برایت سرد شده ،xa0خوب احساس می شود . اما چشم بسته هم می توانی ببینی ،xa0قلبم دارد برای اسمی ،xa0تندتر از قبل می زند .... * یکبار دیگر انجور که من نوشته ام بخوان نه انطور که شنیدی باخودت ... همه این ها حس میشد اما این ها هم فقط عطر حضور یک زن بود نه یک زن دیگرxa0 ...
ادامه مطلب
از من خبر بگير!كارى نداردكافي ست صبح هادلت برايم تنگ شودو بى اختياربه نقطه اى خيره شوىو به اين فكر كنىكه چقدر بى خبرى از من! xa0 اخر تا کی باید فرض کنم الان کجایی و چه میکنی وقتی از تو بی خبرم تا کی باید فرض کنم که امیدوار منتظرت باشم و یا باید درد فراق را بیشتر حس کنم ... xa0 آخر لعنتی تو که نمی دانی چقدر ذهن من با تو مانوس است و خیال پردازی میکندxa0 وسط خیال ها هزار امید و نا امیدی مرا هزار بار میمیراند و زنده میکند ......
ادامه مطلب